وبلاگ اصلی بنده: www.GateOfFate.blogfa.com
بعد از چند ماه دوباره اومدم یه دستی به سرو روی این وبلاگ خوشگل نازم که یه عالمه ازش خاطره دارم بکشم و به قول معروف زنده کنم وبلاگو....
آره...خلاصه اینکه....اومدیم وبلاگ رو زنده کنیم خودمون افتادیم مردیم!![]()
بچه ها از این به بعد تصمیم دارم که این وبلاگ رو یه کاریش کنم...اما هنوز نمیدونم چه کاریش کنم![]()
لطفا اگر پیشنهادی دارید به بنده خبرگذاری بی بی سی فرمایید تا بنده نیز متذکر شده و اینا... و ...اینا!
اگه خیلی مرا دوستم میدارید میتوانید به وبلاگهای جدید بنده سر بزنید..با تشکر فراوان..دانیال مهربون!
My Other Weblog: WwW.DarkPaladin.Blogfa.CoM
بدین وسیله خبر درگذشت بابک بیات سلطان نت های موسیقی ایران را به تمامی
اشنایان و دوست داران این مرد بزرگوار تسلیت می گوییم:
بابک بیات از آهنگسازان و موسیقیدان ایران یکشنبه به دلیل عارضه نارسایی کبد در بیمارستان ایران مهر تهران درگذشت .
بابک بیات در خرداد 1325 در تهران متولد و از 17 سالگی توسط استاد میلاد کیایی با هنر موسیقی آشنا و سپس در 20 سالگی وارد هنرستان موسیقی شد .
[CHORUS:]
but here I am, on the road again
here I am, up on the stage
here I go, playing the star again
there I go, turn the page
So you walk into this restaurant, strung out from the road
and you feel the eyes upon you, as you're shaking off cold
you pretend it doesn't bother you, but you just want to explode
and most times you can hear 'em talk, other times you can't
all the same 'ole cliches: is that a woman or is a man?
and you always seem outnumbered, you dare not make a stand, make your stand.
[CHORUS]
out there in the spotlight, your a million miles away
every ounce of energy, you try to give away
and the sweat pours from your body, like the music that you play
later in the evening, as you lie awake in bed
with the echoes of the amplifiers, ringin' in your head
you smoke the days last cigarette, rememberin' what she said

امروز بعد از یه مدتی دوباره اومدم تا یه دستی به سر و روی این وبسایت بدبخت بکشم!!!حالا هم آپلود ام رو با ۲ تا عکس جدید شروع میکنم!!!امیدوارم خوش خوشانتون بشه!!!


با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم)
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
...


***
چه زیباست ثانیه های دلدادگی... چه روحنواز است تب و تاب انتظار... چه دل انگیز است لحظه های با تو بودن
***
دريا طوفاني ميشود.....آرام ميگيرد.....اما هرگز نمميرد.....اينو رو سنگ قبر پوپک گلدره نوشته بودن.........يه فاتحه براش بخون و ابنو واسه ي دوستات بفرست
***
مرا صد بار از خود براني دوستت دارم، به زندان خيانت هم بكشاني دوستت دارم، چه سود از مهر ورزيدن چه حاصل از وفا كردن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم عزيزم
***
از لحظه هاي افسرده تنهايي مي گريزم و در ابتداي خيابان عشق چشمان پر انتظارت را به دستان صميميت مي دوزم .حالا تو آمده اي و تنهايي من از تپش حضور تو شکسته است .تو آمده اي و با آمدنت آرزوهايم راکه چونان پرنده اي درقفس نااميدي زنداني بود، پروازداده اي .اي آزاده بهارآلود! من زيباترين شعرعشق را از چشمان تو مي خوانم .... آمدنت بهانه اي شد براي اينکه مرواريد هاي کوچک اشکم را چون دسته گلي در اي تو بريزم و نامت را در غزل هاي سبزم جاري
نوشته شده توسط:
بیا میهن خویش را کنیم آباد!!!!![]()
ديگه دارم كم كم ريپ ميزنم مثل ماشينهاي تصادفي شدم اگه همينطوري پيش بره بايد برم زير دست اراقچي قلبمم به روغن سوزي افتاده پدرعشق بسوزه
معلم رياضي :
نميدنم چرا جواب تمام مسائلم بي نهايت ميشه يا بي جواب ميمونه هرچي تفريق ميكنم جمع ميشه هرچي جمع ميكنم كم ميشه از ضرب كه مپرس آه
مهندس كامپيوتر :
اي آنكه مرا دي سي كرده اي و در وجودم ويروس بلاستر 2003 فرستاده اي كي دوباره من را ري پير خواهي كرد ؟ به فرياد گرافيكم برس
دكتر :
چند سالي است كه به زخم مريضانم مرحم ميگذارم و از چنگال مرگ رهايشان ميكنم ! كو طبيبي كه به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند
ساغي :
مي ميدهم و غم كسان ميگيرم از لطف تو مي كجا غمين ميبينم
حالا كه شدم عاشق ودل در بند است مي را ز شفا بيچاره ترين ميبينم
عينك فروش :
اگر روزي بگويم عاشقم بر من نخنديد كه شغلم عاشقي دارد فراوان
بسازم بهر هر چشمي من عينك
گرفتارم كند چشمي چه آسان
زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود
تاريخچه کشف زن
کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ نوکیا 6600 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند (حتی گفته شده که دهن پرفسور آدم در این راه سرویس شده است )
طرز تهيه زن
برای تهيه اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات پژو دویست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلای ۲۴ عيار به عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب می کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره ء چرب زبانی به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر خواهد بود
خواص فيزيکی زن
بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می شود
خواص شيميايی زن
بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات کرم آفتاب و سولفات روژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنشات غلیظ ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق بانيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده اوليه باز می گردد
توصيه ايمنی
هرگز با این عنصر(زن) یکی بدو نکنید که نتیجه خوبی نمیدهد
۱.شوهر خواهر گرامی:عشق یعنی فقط یک کلمه!اونم مریم(خواهر بنده!!!)
۲.دختر جادو گر:سر کاریه-چرنده-بیخوده!!!
۳.عرفان/ارفان:بابا عشق کیلو چنده؟؟؟
۴.مصطفی اسکای برد:تمام هستی!!!!
۵.دانیال یا دنی فایسمن(خودم):من معنی عشق رو از یه کلمه درک کردم!!!*خداوند*!!!و به یه اسم زیبا خطم کردم!!!و من هم میگم که عشق اصلا همون کلمه است!!!!میدونین اون اسم چیه؟؟عشق من...........(Angel)یا بهتر بگم فرشته ی من!!!که لغب عشقمه!!!
....
...
...
...
...
...![]()
ادامه دارد...............!!!پاسخ ها هنوز به دست ما نرسیده!!!................
اگر شما نیز نظری دارید!!!(البته منظورم به دخترا نبود!به دخترا نظری دارین رو نمیگم!!!.در مورد عشق)میتونین در قسمت نظرات بنویسیدش!!!!ممنون میشم که خوشحال بشم تا نظرات شما رو هم بدونم!!!
My I-D: Ficeman_v2006
نظر بده تا آپ کنم!
***میدونم الان ناراحتی!ولی این مطلب رو بخون تا کمکت کنه***
امروز میخوام یه مطلب بنویسم که به دردتون هم میخوره!
اگه یه موقعی،يه اتفاقي براي يكي از عزيزامون افتاد،فكر ميكنين بايد چي كار كرد؟مثلا يكي از عزيزترين كسانتون رو از دست دادين!!!!فرض كنين كه توي تصادف درگذشته يا غرق شده.شايد يه پيرمرد ۷۰ ساله بوده!شايدم يه دختر ۱۴ ساله!يا شايدم يه بچه ۲ ساله!!!فكر ميكنين بايد چي كار كرد؟بايد برين خودكشي كنين؟بايد برين يه گوشه بشينين بغض كنين؟بزنين زير گريه و افسرده بشين؟برين توي تنهايي و غصه بخورين؟نه!!!كاملا اشتباه مي كنين!!!راهش اين نيست!!!!آيا با خودكشي خودتون عزيزترين كستون يا بهترين دوستتون بر ميگرده؟آيا فايده اي داره؟مي خواين بگين كه من خيلي بي اراده و سستم؟تا يه اتفاق افتاد بايد خودم رو ببازم؟نه اين نيست!!!!!!!به خدا اين نيست!!!به قرآن مجيد اين نيست!!!راه رو اشتباه نرين!!!آره ميدونم!!!درسته سخته!!!!ولي با گريه و زاري چيزي درست نميشه!بيخود فكر نكن و غصه اش رو نخور!!!مگه بهترين دوستت نبوده؟مگه دوستش نداشتي؟مگه به هم وابسته نبودين؟پس بدون اون هميشه توي قلبته!در كنارته!!اگه ببينه داري غصه مي خوري و يا به خاطر اون ناراحتي،روحش آزرده ميشه!وقتي ميبينه كه به خاطر اون داري خودكشي ميكني و يا خودت رو داري داغون ميكني و شبانه روز داري گريه ميكني،سعي مي كنه تورو از كارت منصرف كنه!!و بگه راضي نيست كه تو به اين حال و روز بيوفتي!ولي نميتونه!!!حالا مي دوني با خودش چي ميگه؟ميگه اي كاش از اولش نبودم تا بهترين دوستم خودش رو به اين حال و روز نندازه!و اونوقته كه خودش رو مقصر تمام ناراحتي هاي تو ميدونه!!!!مگه تو نيستي كه خودت رو به خاطر حادثه اي كه براي بهترين دوستت اتفاق افتاده به اين حال و روز انداختي؟مگه تو از مرگش ناراحت نيستي؟آيا دوست داري اون آرزو بكنه كه اي كاش اصلا به دنيا نمي اومد؟اي كاش هيچوقت زنده نبود؟تا باعث نشه كه به خاطرش به اين وضعيت رو بندازي؟پس اگه واقعا دوستش داشتي بدون اونم هرجا و هرطوري كه باشه همين احساس رو نسبت به تو داره!يادت نره كه اگه نمي توني باعث خوشحالي و آرامش روحش بشي،لا اقل باعث ناراحتي و نا آرامي روح دوستت نشو!!!!ميدونم سخته!!!!يا بهتر بگم شايد غير ممكنه كه گريه نكني و يا ناراحت نباشي!!!اما سعي خودتو بكن كه كمتر باشي!!!كه اونم افتخار كنه كه همچين دوستي داشته و به خاطر همينم هميشه شاد و خوشحاله!!!!من خودم دوستم چند سال پيش با دوچرخه وقتي داشت ميومد به طرف مدرسه،رفت زير كاميون و تصادف كرد و ضربه مغضي شد و بعد از مدتي مرد!!!!!خيلي ناراحت شدم!!!خيلي گريه كردم!!!!يه شب از شدت گريه بيهوش شدم!!!و خوابم برد!!!!خواب دوستم رو ديدم!!!داشت بهم نگاه ميكرد!!!به نظر خيلي ناراحت ميرسيد!!!تا اون رو ديدم اشك توي چشمام جمع شد و زدم زير گريه!!!اون گفت مثله اينكه حتي ديدن منم ناراحتت ميكنه دانيال!!!!!!من نميدونستم چي بگم و براي اينكه مي خواستم از پيشم نره گريه ام رو قطع كردم!!!!باهاش حرف زدم و بعد از كلي حرف زدن بهم گفت دانيال!!!!اگه واقعا من دوستت بودم و منو به عنوان دوستت ميشناختي و ميشناسي!!!خواهش مي كنم ديگه نذار روح من در عذاب باشه!!!بذار من در آرامش باشم!!!اين اتفاقي بوده كه افتاده و كاريشم نميشه كرد و با گريه كردن هاي خودت چيزي عوض نميشه!!!به من گفت دانيال ازت خواهش ميكنم!!!ديگه دوستت رو بيشتر از اين ناراحت نكن!!!!!خواهش مي كنم!!!!من ديگه نمي تونم ببينم كه تو انقدر به خاطر من ناراحتي!!!پس روح من رو آزرده نكن!!!من با گريه گفتم باشه قول ميدم!!!!!!و بعد از خواب پريدم!!!از اون روز به بعد من سعي كردم كه با اين مثله كنار بيام!!!!!!!!!و براي همينه كه من هميشه خندون و خوشحالم!!!شايد اين مثله براي شما خيلي عجيب باشه كه با افتادن اين اتفاق من انقدر عوض شده باشم و با ديد ديگه اي به زندگي نگاه كنم و سعي كنم از اين به بعد به نيمه ي پر ليوان نگاه كنم!!!پس اگه حرفاي من رو واقعا قبول داري!!به حرفام عمل كن!!!!!!از همين حالا شروع كني بهتره!!موفق باشي!!!!
دانيال رايگاني
قصه از جا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....اين ياهوکاشکی ....همين جوري بمونه....بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه.....اين ياهوکاشکی.....همين جوري بمونه
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است!!!!
زيرآبي رفتي واسه من،انقدر كه بد خورده قره![]()
بدون كه چاقو دستاي خودشو باز نميبره![]()
زيرآبي رفتي واسه من،از تو نداشتم انتظار![]()
۱.پره و کنیر!!!(کره و پنیر)
۲.چتا؟!!!(چته؟-چرا؟)
۳.آهاب!!!|(آهان-عجب)
۴.سیتی سیتی صدا سیما اصفهانی(کلمه های آلزایمری مادر بزرگه)
دوباره نظر يادت رفت؟
بابا نظر بدين ديگه!!!!!!
يعني وبسایت من
ارزش نظر دادن رو نداره ديگه؟هان؟؟؟
اگه وبسایت ام خوبه خواهش مي كنم نظر بدين!!!!!!!!!![]()
در امتداد رفتنت،خط سياه حسرته-نبودنت براي من سخته ولي حقيقته
شرم سكوت قاصدك،نامه ي آخر تو بود-ياد روزاي عاشقي،ياد چشاي بستته
ستاره هاي شب زده،شاهد قصه ي منن-اونان كه بهتر ميدونن هر ورقش حكايته
از اون غروب رفتنت،چشام به در مونده هنوز-در انتظار تو بودن ،براي من يه عادته
شبا تو دشت آسمون،به ياد تو گل ميكارم-قصه ي عشق منو تو،واسه خودش حكايته
(حكايته)
طالع نحس مرا يار مگر چاره کند-گوشه چشمي نگهي بر من بيچاره کند
خوابي از پار نکردست گذر بر من چون-آن صنم آيد و هردم خواب من پاره کند
زنده بدم کشت مرا باز به عشق زنده شدم-آنچه که يکبار بکرد باز دگر باره کند
تيغ زند تن مرا مرهم و درمان بنهد-در عجبم رحم و ستم چرا به يکباره کند
لاف سخن چرا زني کنيزک حلقه به گوش-آنچه تو امروز کني شاعر بيکاره کند
مریم.الف
۱.هر وقت تونستی آرنجت رو لیس بزنی
۲.هر وقت تونستی با چشمای باز عطسه کنی
۳.هر وقت تونستی پشت گوشتو ببینی
۴.هر وقت تونستی آتیش رو بوس کنی
۵.هر وقت تونستی دل منو بشکونی
هروقت تونستی............................اونوقت.........................